غزل امشب *دلم هنوز گرفتار ترک تبریز است

غزل امشب *دلم هنوز گرفتار ترک تبریز است

همیشه طرح قدومت شبیه پاییز است

گذر نکن تو از اینجا نگاه تو هیز است

*

غریب و خسته نشستم شبیه مغمومی

که در عزای دلم اشک و آه لبریز است

*

برو تو دختر تاتی که عشق آسان نیست

دلم هنوز گرفتار ترک تبریز است

*

صدای خیس مرا در گلو نخشکان باز

برای لحظه ی خوش بودنت که جالیزاست

*

منم نشسته همین جا جنون بارانم

نه اشتباه ندیدی نگو که کاریز است ...!

*

هجوم لشکر چنگیزخان چشمانت

بریده طاقت من را نگاه تو تیز است

*

نیا جهنم سوزان گناه چون دارم .....!

کنار چشم تو آخر گناه من ریز است

*

نیا دوباره از اینجا گذر نکن ظالم

ببین تحمل چشمت ورای هر چیزاست

م- شوریده (سید مهدی نژادهاشمی )

الان تقریبا ۲۰ دقیقه نوشتم ساعت ۲۳/۴۵

با دوبیتی ها جایگزین کردم


  • تعداد لایک : 39
  • تعداد کامنت : ۰

پریسا سعیدی