ارک از دیدگاه یک آمریکایی

ارک از دیدگاه یک آمریکایی

آبراهام ولنتاین ویلیام جکسون، استاد دانشگاه کلمبیا به مدت چهل سال به تدریس زبان‌های هند و ایرانی پرداخت و بعد از مسافرتی طولانی در سال 1903 وارد ایران شد. او از شهرهای مختلفی دیدار کرد که تبریز هم یکی از آن‌ها بود، یکی از توصیفات جالب جکسون در مورد تبریز به روایت او از ارک مربوط می‌شود:

«مردم تبریز ارگ را ارگ علیشاه می‌خوانند...ارتفاع باروی ارگ متجاوز از صد پا و قطر دیواره‌های آن بیست پا تمام است. منظره‌ی مخوف این توده‌ی مهیب با این روایت که در قدیم بزهکاران را از بالای ارگ به پایین می‌افکندند سازگار است. به موجب یکی از این روایت‌های محلی زنی به طرزی عجیب از این مرگ وحشت‌انگیز که بدان محکوم شده بود رهایی یافت. دامن شلیته‌ی او که مانند بالن بود به صورت چتر نجاتی درآمد که مانع از سقوط ناگهانی او شد و وی را صدمه‌ای نرسید.» /سفرنامه‌ی جکسن، ترجمه منوچهر امیری و فریدون بدره‌ای.


  • تعداد لایک : 385
  • تعداد کامنت : ۰

رحیم قربانی فرخزاد